پيام
+
مستاجر تميزي نبودم..ميدونم..خونه هرو رهن ما دادي،مايه رهن و سورمونم که خودت رديف کردي.شرمندتم..يادمه گفتي خودمو خودت،تو سند منگوله دار ذکر شد مستاجر يه نفر....اما شريک اوردم،چپوندم تو خونت! حسن يوسفم امانتم دادي،گفتي مواظب باش نپژمرن!...زليخاي هوس شدم و پسراي يعقوب...حسن يوسفا رفت تنگ اون دو تا بالي که خيلي وقته رفتن.....خيلي وقته انداختمشون تو چاه!

دكتررحمت سخني Dr.Rah
89/10/13
عطر ريحان
خدا جون:وقتي رهنم ميدادي،ازم ضامن نخواستي...اومدم بهت بگم:موقع تحويلشم نخواه....موقع تحويلشم نخواه....