سفارش تبلیغ
صبا

عطر ریحان
 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

یکی از هم کاروانیهامون خادم دائم حرم حضرت عبدالعظیم بود.
روز دوم زیارتمون تو کربلا از بابت امتیازی که داشت به آقای همسر کارتی داده بود تا باهاش غذای حضرتی از "مضیف العباس"بگیره.
آقای همسر کلی تو صف ایستاد غذا رو گرفت...قیمه بود.
بعدش هم در کمال تعجب داد به یکی از کسانی که گرسنه اون اطراف ایستاده بودند و نمیتونستند غذا بگیرند.
الحمدلله بعدا روزیمون شد و خوردیم.
.
.
.
شب آخر ذی الحجه غبارروبی حرم حضرت عبدالعظیم بود.خانم خادم مذکور به من اطلاع دادند و گفتند بیاید.
به اصرار راضیش کردم تا بریم و ایشون همچنان مخالف استفاه از امتیازی بود که مردم عادی ندارند.
آخر سر بهشون گفتم شما داخل نیا و استفاده نکن!!!
بالاخره رفتیم،
داخل حرم مطهر رفتن و شرکت در مراسم مستلزم همراه داشتن کارت بود.خادم مذکور به تعدادمون کارت دادند.
ولی بازم اینبار مثل همه دفعه های قبل....
کارتش رو به یکی از زوار که کارت نداشته و با حسرت نگاه میکرده میده.
مراسم برای آقایون رو به اتمام بود که درنهایت یکی از خادمها همه اونایی که کارت نداشتند رو میفرسته  داخل و آقای همسر نفر آخر بود که اومد!...
بدون کارت و استفاده از امتیازی...با نگاه خاص خود حضرت عبدالعظیم...
.
.
.
همیشه از اینکه بخواد از امتیازی که مردم عادی ندارند استفاده کنه فراریه...بارها شده تو نماز جمعه ای که آقا حضور داشتند پیشنهاد دادند بخاطر امتیاز بعضی اطرافیان،ایشون هم به جایگاه اصلی برن ولی نپذیرفتن!
یا خیلی مواقع مشابه دیگه...
همیشه هم میگه ما هم مثل بقیه مردم،اگر برای بقیه هم میشه ما هم استفاده میکنیم وگرنه...
بنظرم همه این رعایت ها و احتیاط ها نیازمند یه دل دریایی و یه ایمان قویه.
وگرنه امثال من اگر باشن از خدامونه که امتیازی باشه و استفاده کنیم و کلی هم توجیه میکنیم!


[ پنج شنبه 92/8/16 ] [ 11:24 عصر ] [ ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من کیستم ؟ بر جا ز کاروان سبک بار آرزو، خاکستری به راه.... گم کرده مرغ دربه دری راه آشیان، اندر شب سیاه....
موضوعات وب
آرشیو مطالب
امکانات وب


بازدید امروز: 10
بازدید دیروز: 9
کل بازدیدها: 111764